چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲
خاطرات علما | روایتی از شرط امنیت ایران از زبان امام رضا(ع)

حوزه/ مرحوم میرزا مهدی آشتیانی در سفر به مشهد، در نزدیکی سبزوار حالی عجیب یافت. در عالم رؤیا خود را در عرفات دید؛ ۱۴ خیمه نورانی برپا بود. پیامبر (ص) او را به خیمه هشتم، نزد امام رضا (ع) راهنمایی فرمود. امام (ع) شفای یرقان را تقدیر همراه با حیات ایشان دانست و فرمود: تا ایرانیان متوجه زیارت اهل‌بیت (ع) باشند، از شر اشرار ایمن‌اند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، مرحوم شریف رازی در شرح احوال فیلسوف شرق، آیت الله میرزا مهدی آشتیانی، این واقعه را نقل کرده است که تقدیم شما فرهیختگان می شود.

«میرزا مهدی آشتیانی خواب عجیبی دیده بودند. در منزل مرحوم آیة الله حجت در حضور آیة الله العظمی بروجردی و آن مرحوم و آیة الله خوانساری و دیگران نقل کردند که بسیار مهم و عجیب بود، و مرحوم آقای حجت فرمودند: که باب علمی از این خواب برای من مفتوح شد.

مرحوم میرزا مهدی آشتیانی فرمودند: که در موقع انقلاب دموکرات آذربایجان و فتنه پیشوری مشرّف به مشهد می‌شدم. در نزدیکی سبزوار در ماشین حالم بهم خورد که همه اهل اتوبوس مضطرب و پریشان شدند.

در آن حال دیدم که در عرفات هستم و می‌دیدم از آسمان انواری به زمین عرفات فرو می‌آید. و مردم عرفات را دیدم که به یک طرف متوجه‌اند.

گفتم: کجا می‌روید؟ گفتند: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) تشریف آورده‌اند.

اهل عرفات به خدمت آن حضرت مشرّف می شوند. من هم آمدم دیدم ۱۴ خیمه مجلّل و با عظمت و نورانی برپاست.

و یک خیمه که از همه بزرگ‌تر است، مورد توجه مردم است.

گفتند: پیغمبر مکرّم خدا در این خیمه است.

نزدیک شدم و اذن گرفتم و وارد شدم و سلام کردم. خواستم عرض حوائج کنم، فرمودند: «برو در خیمهٔ هشتمین نزد فرزندم حضرت علی بن موسی الرضا (علیهما السلام). فوراً امتثال کرده آمدم در آن خیمه.»

حضرت رضا (علیه السلام) را دیدم نشسته است. سلام کردم و سه حاجت خود را که یکی از آنها شفاء من از کسالت یرقان بود و دیگری نجات ایران و مسلمانها از شر توده و حزب ها و حاجت شخصی دیگر. فرمودند: «فلان حاجتت رواست و کسالتت تقدیر چنین است که تا زنده هستی با تو باشد و راجع به ایران و نجات از این فتن، بدان که ما دامیکه ایرانی‌ها متوجه به زیارت قبور ما و مجالس ذکر و روضه برای مصائب ما هستند ایمن از شرّ اشرارند و عن‌قریب حزب‌های توده و دموکرات از بین خواهند رفت».

یک مرتبه متنبّه شده و دیدم اهل ماشین همه گریان و برای من انقلاب و اضطراب دارند.

پس از مدتی مرحوم میرزا معاودت به تهران و در اثر همان کسالت یرقان و زردی و قند منزوی شده تا سال ۱۳۷۲ که مرحوم و جنازه از تهران حمل به قم و در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.

منبع: آثار الحجه، ص۲۲۱.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha